پدیده ای وجود داره به نامی خروپف که الحمدلله همه ی اهل این هنر بو ورشون نی میاد که صدای نهیبی از روزنه دماغ یا بعضا دنشون خارج میشد و درک نیمیکونن غیری اهلی این هنر از ترسی ریختنی سقف رنج میبرن آ خواب میرد از سر و چش و چار ..در مراحلی اولیه انکار میکونن ..مثلا(کی؟! من!؟...فک میکونی؟!)با اعتماد به نفسی کامل میگند فیلم بیگیر طلا که پاکس چه منتش  به خاااکس..که احتمالا منظورشون این بودس که ما :بهتونس میگن بتوونس میگن خلاصه همونا زدی م(میگما او وخ کی کراماتش اونقد رفتس بالا که تونسس بتوونو تو گور بزند؟!).آخه نتونسه  بود قبلی رفتنش آهنگ ظریفی خروپفی این ملتو بسازد...آهاند..در مرحله ی دوم میگند حالا ما  بعدی عمری یه بار سرمونو بد گذاشته بودیم زیمین اااااااد  همین بار اومدین فیلممون کردین...که احتمالا منظورشون این بودس که همیشه از راست دوبل میذاشتن اینبار به دلایلی ناملوم از چپ دوبل کردن آ یکی حینی اینعمل به طوری مخفیانه فیلم گرفتس!(او وخ سوال پیش میاد که پ اون اعتماد به نفسی فیلم گرفتند کوجا رف؟! )....در مرحله ی سوم که مرحله کشف الیقینس به اون درجه کرامات میرسند که علاوه بر فهم و درکی این هنر با چشمی دل این هنرو تو خودشون میبینن..البته  این به اون منا نیس که به مرحله عین الیقینم رسیده باشندا ! نه اشتبا نکونین ینی در این مرحله فقط قبول دار میشند که خروپف میکونن نه اینکه خدای نکرده مشکل از اوناس که پلودن آ تو نیمیتونی بخوابی......!